تبليغاتX
محکوم به تنهایی
در طوفان دریا با خدا بودن بهتر از نا خدا بودن است
دل من تنها بود
دل من هرزه نبود
دل من عادت داشت
که بماند يک جا
به کجا؟
معلوم است
به در خانه ي تو
دل من عادت داشت
که بماند آن جا
پشت يک پرده تور
که تو هرروز آن را
به کناري بزني
دل من ساکن ديوارو دري
که تو هرروز از آن مي گذري
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه يک باغچه بود
که تو هرروز به آن مي نگري
دل من راديدي؟
ساکن کفش تو بود
يادت هست؟
دل من غصه نخور
 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 22:44  توسط سام  |